شمس الدين حافظ

31

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

در ضمن آنچه گفته آمد اين مطلب هم ادا شده باشد . امّا مختصرى عرض مىكنم براى اينكه تصويرى از شخصيّت حافظ ارائه گردد . حافظ به هيچ وجه آن رند ميكده‌نشين اسير مى و مطرب و مه‌جبينان كه بعضى تصوير كرده‌اند ، نيست و باز تكرار مىكنم كه منظور من از حافظ آن شخصيّتى است كه از حافظ در تاريخ ماندگار است . يعنى آن بخش اصلى و عمدهء عمر حافظ بخش پايانى آن است . نمىگويم در طول عمرش اين نبوده ، شايد هم بوده است البتّه قراينى هم بر اين معنا دلالت مىكند . امّا لا اقل در ثلث آخر زندگيش يك انسان وارسته و و الا بوده است . اوّلا يك عالم زمانه است ، يعنى درس خوانده تحصيل كرده و مدرسه رفته است . فقه و حديث و كلام و تفسير ادب فارسى و ادب عربى را آموخته است . حتّى از اصطلاحاتى كه از نجوم و غيره به كار برده معلوم مىشود در اين علوم هم دست داشته است . اين عالم بساط علم‌فروشى و زهدفروشى و دين‌فروشى را هرگز نگسترده است و آن‌روز البتّه چنين بساطهايى رواج داشته است . اين عالم در بخش عمده‌اى از عمرش راه سلوك و عرفان پيموده است در اينكه وابسته به فرقه‌اى از متصوّفين هم نيست ، شايد شكى نباشد . يعنى هيچ‌يك